حسن حسن زاده آملى
283
هزار و يك كلمه (فارسى)
عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : قال بعض اصحابنا : أصلحك اللّه ، كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يقول : « قال جبرئيل ، و هذا جبرئيل يأمرنى » ، ثم يكون في حال أخرى يغمى عليه ، قال : فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : « إنّه إذا كان الوحي من اللّه ليس بينهما جبرئيل أصابه ذلك لثقل الوحى من اللّه ؛ و اذا كان بينهما جبرئيل لم يصبه ذلك ، فقال : قال لى جبرئيل و هذا جبرئيل » ( بحار ، ط كمپانى ، ج 6 ، ص 362 ) . اصل 5 و ديگر از آن اصول اين كه انسان در هيچ نشأه بىبدن نيست ، و بدن هر نشأه به وفق اقتضاى آن نشأه است ، و تفاوت ابدان به كمال و نقص است . و به عبارت ديگر : روح بىبدن نتواند بود ، و بدن او مناسب با عوالم اوست چه اين كه مظهر حقيقة الحقايق است كه بىبدن نيست بدين معنى كه بىمظاهر متصوّر نيست اگرچه در عين كثرت واحد به وحدت حقّه حقيقى است ، و در عين وحدت كثير ، « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » . تبصرة : فصّ يونسى فصوص الحكم ، و شرح قيصرى بر آن ( ط 1 ، چ سنگى ، ص 385 ) آنجا كه گويد : « فاذا أخذه إليه - أى الحق إذا أخذ الإنسان إليه بالموت - سوّى له مركبا من غير هذا المركب من جنس الدار التى ينتقل اليها . . . » در بيان ابدان اخروى مطلوب است . تبصره : همان گونه كه انسان را به اقتضاى هر نشأه بدنى خاص است ، و تفاوت ابدان به كمال و نقص است ؛ بدن هر نشأه را نيز احكام خاصّ به همان نشأه است ، لذا احكام خاصّ بدن طبيعى اين نشأه با بدن نشأه وراى طبيعت همراه نيست . مثلا خواب براى اين بدن طبيعى انسان در اين نشأه طبيعت است ، لذا فرمودهاند كه در بهشت خواب نباشد . در تفسير منهج الصادقين در ضمن كريمه لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ از آية الكرسى آمده است كه : « جابر بن عبد اللّه انصارى گفته كه از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند